شرق گیلان نیوز _گیلان و پس از آن مازندران، در واپسین روزهای تابستان، بارانی سیلآسا را تجربه کردند ، شبی عجیب و کمسابقه که میتوانست در بسیاری از نقاط استان حادثهآفرین و خسارتبار باشد. اما در میان این بارش سنگین که بسیاری از شهرهای بزرگ گیلان و بهویژه مرکز استان را با مشکلات جدی آبگرفتگی […]
شرق گیلان نیوز _گیلان و پس از آن مازندران، در واپسین روزهای تابستان، بارانی سیلآسا را تجربه کردند ، شبی عجیب و کمسابقه که میتوانست در بسیاری از نقاط استان حادثهآفرین و خسارتبار باشد.
اما در میان این بارش سنگین که بسیاری از شهرهای بزرگ گیلان و بهویژه مرکز استان را با مشکلات جدی آبگرفتگی مواجه کرد، توجه برخی فعالان رسانهای و حتی بعضی مدیران کل سابق، بیش از آنکه متوجه ابعاد واقعی این بارندگی باشد، به سمت لاهیجان معطوف شد انگار قرار بود در میان این همه آب و بحران، چراغی روی لاهیجان روشن شود تا نگاهها از نقطهای دیگر منحرف بماند.
لاهیجان، یکی از قدیمیترین و شناختهشدهترین شهرهای گیلان، همواره در کانون توجه بوده و البته طبیعی است که عملکرد مدیران آن نیز مورد نقد و ارزیابی قرار گیرد. اما جنس برخی واکنشها در این ماجرا، این پرسش را ایجاد میکند که آیا واقعاً هدف، نقد منصفانه عملکرد مدیریت شهری است یا استفاده از یک رخداد طبیعی برای تسویهحسابهای سیاسی و مدیریتی؟
بر اساس آمارهای منتشرشده، لاهیجان با حدود ۱۴۰ میلیمتر بارندگی طی چند ساعت، یکی از پربارشترین نقاط استان در این سامانه بود در حالی که میزان بارش ثبتشده در رشت حدود ۷۸ میلیمتر اعلام شد.
نگارنده ساعت هفت صبح در سطح شهر لاهیجان حضور یافت و با وجود حجم قابل توجه بارندگی، خوشبختانه شاهد انسداد گسترده معابر یا آبگرفتگی قابل توجه در خیابانهای شهر نبود. در همان ساعات، اما تصاویر و گزارشهای منتشرشده از رشت مرکز استان، از تداوم آبگرفتگی در بخشهایی از شهر حکایت داشت.
تصاویر ماهیگیری مردم در خیابانها و تردد قایق در برخی معابر رشت، با وجود بارندگی کمتر نسبت به لاهیجان، به اندازه کافی گویاست. پرسش اینجاست: چرا وقتی بخش قابل توجهی از گیلان درگیر یک بارش سنگین بود، برخی نگاهها با چنین تمرکزی به لاهیجان دوخته شد؟
حتی کار به جایی رسید که برخی فعالان رسانهای رشت، به برنامههای فرهنگی لاهیجان طعنه زدند و پیشنهاد برگزاری «جشنواره لوتکاسازی» را مطرح کردند!
خب، چه بهتر!
ما در لاهیجان از همین حالا اعلام میکنیم که اهالی فرهنگ، هنر و رسانه لاهیجان با افتخار آمادگی دارند این جشنواره را در رشت برگزار کنند.
البته نه در سالنهای لوکس و نه با بودجههای عجیب! بلکه در همان خیابانهایی که تصاویرش در فضای مجازی دستبهدست شد، تا شاید اینبار به جای طعنه زدن به برنامههای فرهنگی دیگر شهرها، فرصتی برای ثبت یک رویداد متفاوت در مرکز استان فراهم شود!
اگر دوستان رشتی برای برگزاری چنین جشنوارهای جدی هستند کافی است زمان و مکان را اعلام کنند لاهیجان برای همکاری فرهنگی با مرکز استان همیشه آماده است!
اما موضوع اصلی، سخنان و نقدهایی است که از سوی یکی از مدیران کل اسبق استان، که اتفاقاً لاهیجانی نیز هست، درباره وضعیت این شهر مطرح شده است.
نقد عملکرد مدیران و مطالبه پاسخ از مسئولان، حق رسانه و افکار عمومی است اما این حق زمانی ارزشمند است که با انصاف، حافظه تاریخی و مقایسهای منصفانه همراه باشد.
ایشان در بخشی از نوشته خود درباره بازآفرینی شهری پرسشهایی مطرح کرده و اقدامات انجامشده را زیر سؤال برده است. پرسش ما نیز روشن است:
در دوران مسئولیت ایشان، بهویژه در حوزه بازآفرینی شهری برای لاهیجان چه اقدام ماندگاری انجام شد و چه دستاوردی برای این شهر تاریخی و گردشگری به یادگار ماند؟
اگر امروز بازآفرینی شهری لاهیجان نیازمند نقد است، قطعاً باید نقد شود اما کارنامه مدیرانی که سالها در جایگاه تصمیمگیری استانی قرار داشتهاند نیز نمیتواند از دایره این پرسشها خارج باشد.
بهخصوص وقتی سخن از مدیری است که سالها در رأس دستگاه متولی میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان قرار داشت دستگاهی که مستقیماً با هویت تاریخی، ظرفیتهای گردشگری و سرمایهگذاری فرهنگی و اقتصادی شهرهایی همچون لاهیجان سروکار دارد.
افکار عمومی حق دارد بداند سهم لاهیجان از آن سالهای مدیریت چه بود؟
چند پروژه ماندگار میراثی برای این شهر تعریف و به سرانجام رسید؟
برای ظرفیتهای گردشگری لاهیجان چه اتفاقی افتاد؟
و امروز کسی که خود در آن جایگاه قرار داشته، با چه کارنامهای درباره عملکرد دیگران قضاوت میکند؟
شاید بد نباشد پیش از نقد دیگران، نگاهی هم به آینه کارنامه مدیریتی خود بیندازیم.
بهویژه آنکه پایان آن دوره مدیریتی نیز پایانی معمول و بیحاشیه نبود و خبر بازداشت مدیرکل وقت در روزهای پایانی مسئولیتش بازتاب گستردهای پیدا کرد.
طبیعی است که چنین اتفاقی، پرسشهایی را در ذهن افکار عمومی ایجاد کند پرسشهایی که همچنان میتواند موضوع پاسخگویی باشد.
ما نه قصد صدور حکم داریم و نه جای دستگاه قضایی نشستهایم اما وقتی فردی با چنین سابقهای امروز در قامت منتقد عملکرد دیگران ظاهر میشود، انتظار پاسخگویی درباره گذشته مدیریتی خود، مطالبهای کاملاً طبیعی و منطقی است.
اگر ایشان درباره آن روزهای پایانی درباره علت اتفاقات رخداده و درباره عملکرد دوره مدیریتی خود توضیحی دارند، رسانه ما آمادگی دارد پاسخ کامل ایشان را بدون کموکاست منتشر کند.
در بخش دیگری از نوشته، سرمایهگذاری بخش خصوصی در حوزه درمان لاهیجان کوچک شمرده شده است در حالی که ایشان در سوابق و اظهارات پیشین خود، بخشی از سرمایهگذاریهای بخش خصوصی در حوزه گردشگری را حاصل تلاشها و پیگیریهای دوران مسئولیت خود دانستهاند.
اینجا نیز یک پرسش ساده وجود دارد:
اگر ورود سرمایهگذار بخش خصوصی در یک حوزه، دستاورد مدیریتی محسوب میشود، چرا ورود سرمایه بخش خصوصی در حوزهای دیگر باید کوچک شمرده شود؟
جایگاه مدیران سابق، اتفاقاً باید محل دفاع از عملکرد گذشته باشد، نه محلی برای کمرنگ کردن دستاوردهای امروز.
از دیگر نکات قابل تأمل، اشاره به «بیتنش بودن» شهر به عنوان یک نکته منفی است تعبیری که دستکم از منظر نگارنده، نیازمند توضیح بیشتری است.
آرامش شهروندان، امنیت اجتماعی و نبود تنش در فضای عمومی، چگونه میتواند نقطه ضعف یک شهر تلقی شود؟
اگر منظور نویسنده چیز دیگری بوده انتظار میرود صریحتر توضیح دهد. زیرا در شرایطی که جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به آرامش، ثبات و گفتوگوی منطقی نیاز دارد، تبدیل آرامش اجتماعی به یک نقطه ضعف، نیازمند تبیین دقیق است.
البته درباره عملکرد مدیران سابق، افکار عمومی حق دارد سؤال کند همانگونه که درباره عملکرد مدیران فعلی نیز حق سؤال دارد.
اما این حق برای همه یکسان است.
نه مدیر فعلی مصون از نقد است و نه مدیر سابق.
نه شهردار و شورای شهر باید از پاسخگویی فرار کنند و نه مدیری که سالها بر مسند اداره یکی از مهمترین دستگاههای فرهنگی و گردشگری استان نشسته است.
در نهایت، باران یک پدیده طبیعی است اما گاهی باران، چیزهای دیگری را هم آشکار میکند.
سیل که میآید، فقط خیابانها را نمیشوید گاهی غبارها را هم کنار میزند و نشان میدهد چه کسی نگران مردم است، چه کسی نگران شهر و چه کسی صرفاً در جستوجوی فرصتی برای دیدهشدن و زیر سؤال بردن دیگری است.
لاهیجان اگر نقدی دارد، باید شنیده شود.
اگر مدیری کوتاهی کرده، باید پاسخگو باشد.
اگر اقدامی درست انجام شده، باید دیده شود.
اما نقد لاهیجان، نباید بهانهای برای ندیدن مشکلات دیگر شهرهای استان باشد.
و شاید بد نباشد پیش از آنکه با یک بارندگی، لاهیجان را متهم کنیم که «شهر آرام است تا باران ببارد»، یک سؤال سادهتر از خودمان بپرسیم:
وقتی باران بارید، کدام شهر آرامتر ماند و کدام شهر بیشتر گرفتار شد؟
باران آمد و شهرها را آزمود
حالا نوبت حافظه مردم است که فراموش نکنند چه کسی چه گفت و چه کسی چه کرد.
«باران که گرفت، پرده از شهر افتاد
هر کس به زبان خویش از خویش گشاد
آنکس که ز درد مردم سخن میگفت
دیدیم که وقت سیل، کجا ایستاد»
تمامی حقوق این سایت محفوظ است.