۞ خبر روز :
حمایت رسانه دولت از اخراج اساتید.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اجتماعی » اخبار گیلان » اسلایدر
  • شناسه : 5850
  • ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۸:۱۷
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : مرتضی پورمقدم
دارو پیدا نمی‌شود؛ سلامت مردم جای شعار نیست
روایت یک روز از جست‌وجوی دارو در داروخانه‌های شهر، وقتی بیمار میان قیمت و نبود دارو سرگردان می‌شود

دارو پیدا نمی‌شود؛ سلامت مردم جای شعار نیست

کمبود دارو دیگر فقط یک خبر یا آمار روی کاغذ نیست، گاهی کافی است برای تهیه یک داروی معمولی به چند داروخانه سر بزنید تا با واقعیتی نگران‌کننده روبه‌رو شوید، از بیماری که میان انسولین ایرانی و خارجی توان مالی خود را محاسبه می‌کند تا داروخانه‌ای که از کمبود صدها قلم دارو می‌گوید. تحریم و مشکلات اقتصادی بخشی از ماجراست، اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: در سخت‌ترین شرایط، چه کسی باید تضمین‌کننده دسترسی مردم به دارو و سلامت باشد؟

شرق گیلان نیوز _موریس باقری _امروز برای تهیه یک داروی ساده که در شرایط عادی معمولاً در همه خانه‌ها پیدا می‌شود، به چند داروخانه سر زدم. دارو نبود.

در همین رفت‌وآمدها با چند داروخانه‌دار صحبت کردم. یکی می‌گفت فقط این دو قلم دارو نیست، تعداد زیادی از اقلام را نداریم. اول فکر کردم شاید کمی اغراق می‌کند. بالاخره کمبود دارو چیز جدیدی نیست و ممکن است یک داروخانه یک قلم را نداشته باشد و داروخانه دیگری داشته باشد.

اما اتفاقات بعدی باعث شد کمی بیشتر فکر کنم.

در یکی از داروخانه‌ها پیرمردی دنبال انسولین بود. قبل از ما وارد شده بود و من ناخودآگاه متوجه گفت‌وگویش با داروخانه‌دار شدم.

از قیمت‌ها صحبت می‌کردند. می‌گفت انسولین خارجی که قبلاً مصرف می‌کرده حدود دو میلیون تومان قیمت دارد و نوع ایرانی حدود ۴۰۰ هزار تومان. ظاهراً این بار نوع ایرانی را پیدا کرده بود و می‌خواست با توجه به قیمت، بخشی از دارو را ایرانی و بخشی را خارجی بگیرد.

گفت می‌شود نصف ایرانی بدهید و نصف خارجی؟

داروخانه‌دار گفت: «تعداد انسولینت سه تاست، چطور نصف بدم؟»

همین گفت‌وگوی ساده برای من عجیب بود.

پیرمردی که باید دغدغه بیماری و درمانش را داشته باشد، داشت قیمت انسولین را با توان مالی خودش تنظیم می‌کرد.

از داروخانه بیرون آمدم و به داروخانه بعدی رفتم. داروی من آنجا هم نبود.

داروخانه‌دار گفت: «فقط این دو قلم نیست؛ ما هزار قلم دارو کم داریم.»

گفتم: «هزار قلم؟ شاید کمی اغراق می‌کنید.»

گفت: «کمبود هست، زیاد هم هست.»

باز هم نمی‌خواستم خیلی زود نتیجه بگیرم.

تا اینکه در داروخانه بعدی خانمی را دیدم که با ویزیتور دارویی صحبت می‌کرد. یک داروی متعارف اعصاب و روان می‌خواست؛ دارویی که ظاهراً مصرف‌کننده کم هم ندارد. داشت سفارش می‌داد، اما صحبت اصلی آنها باز هم درباره نبود همان دارو در بازار بود.

اینجا دیگر برایم روشن شد که موضوع فقط دارویی که من دنبالش بودم نیست.

کمبود دارو واقعاً وجود دارد.

البته اینکه چرا به اینجا رسیده‌ایم، بحث دیگری است.

تحریم قطعاً بی‌تأثیر نیست. جنگ و مشکلات ناشی از آن هم بی‌تأثیر نیست. مشکلات ارزی، انتقال پول، تأمین مواد اولیه، نقدینگی شرکت‌های دارویی، بدهی بیمه‌ها و مشکلات زنجیره توزیع هم می‌توانند نقش داشته باشند.

حتی مسئولان حوزه دارو هم در ماه‌های گذشته بارها درباره کمبود دارو و مشکلات تأمین آن صحبت کرده‌اند.

برای نمونه، رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس پیش‌تر از کمبود صدها قلم دارو خبر داده بود و از وجود کمبود در برخی داروهای حیاتی گفته بود.

مسئولان سازمان غذا و دارو هم از مشکلات تأمین ارز، نقدینگی و دشواری‌های ناشی از تحریم و محدودیت‌های بانکی سخن گفته‌اند.

پس نمی‌توان گفت همه این مشکلات فقط ناشی از سوءمدیریت داخلی است.

اما سؤال من چیز دیگری است.

در شرایط جنگ و تحریم، اولین چیزی که باید برای مردم حفظ شود، غذا و داروست.

اگر کشوری در شرایط سخت اقتصادی و حتی جنگی قرار دارد، باید برای دارو مسیر جداگانه‌ای ایجاد کند. باید ذخیره داشته باشد. باید برای داروهای حیاتی برنامه اضطراری داشته باشد. باید اجازه ندهد بیمار برای پیدا کردن دارویش از این داروخانه به آن داروخانه سرگردان شود.

تحریم‌ها هم اگر قرار است اعمال شوند، نباید سلامت مردم عادی را هدف قرار دهند. اگر در عمل تحریم‌های بانکی و مالی باعث می‌شود دارو به سختی تأمین شود، این موضوع باید به‌صورت جدی و مستند در مجامع بین‌المللی مطرح شود.

اما در داخل هم باید کار خودمان را بکنیم.

نمی‌شود هر کمبودی را فقط به تحریم نسبت داد و تمام.

اگر تولیدکننده مشکل نقدینگی دارد، باید حل شود.

اگر بیمه‌ها بدهکارند، باید پرداخت کنند.

اگر ارز دارو مشکل دارد، باید اولویت واقعی با دارو باشد.

اگر توزیع مشکل دارد، باید اصلاح شود.

اگر داروی حیاتی است، باید ذخیره استراتژیک داشته باشیم.

این حرف‌ها سیاسی نیست؛ حداقل از نظر من نباید سیاسی باشد.

امروز در داروخانه آن پیرمرد را دیدم که درباره انسولین صحبت می‌کرد. شاید برای خیلی‌ها فقط یک گفت‌وگوی معمولی بود، اما برای من نبود.

آدمی که به انسولین نیاز دارد، نمی‌تواند صبر کند تا مشکلات سیاست خارجی حل شود.

بیمار اعصاب و روان هم نمی‌تواند منتظر بماند تا مشکلات ارزی کشور برطرف شود.

بیمار سرطانی نمی‌تواند با «مقاومت» جای دارویش را پر کند.

سلامت مردم ایدئولوژی نمی‌شناسد.

مقاومت خوب است، استقلال خوب است، ایستادگی در برابر فشار خارجی هم قابل دفاع است؛ اما همه اینها زمانی معنا پیدا می‌کند که مردم در داخل احساس کنند حکومت در سخت‌ترین شرایط هم مراقب جان و سلامت آنهاست

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*