شرق گیلان نیوز 》 بهکارگیری سبک رهبری مبتنی بر فرهنگ باشگاهی در ساختارهای بزرگ و دولتی، مصداق آشکار سوءمدیریت، تمرکز ناموجه قدرت و بیتوجهی به الزامات حکمرانی سازمانی، پاسخگویی و شایستهسالاری است. بدیهی است چنین رویکردی نهتنها با ماهیت سازمانهای بزرگ و مأموریتمحور سازگار نیست، بلکه زمینهساز تضعیف نظام تصمیمسازی، اختلال در فرآیندهای قانونی و […]
شرق گیلان نیوز 》 بهکارگیری سبک رهبری مبتنی بر فرهنگ باشگاهی در ساختارهای بزرگ و دولتی، مصداق آشکار سوءمدیریت، تمرکز ناموجه قدرت و بیتوجهی به الزامات حکمرانی سازمانی، پاسخگویی و شایستهسالاری است.
بدیهی است چنین رویکردی نهتنها با ماهیت سازمانهای بزرگ و مأموریتمحور سازگار نیست، بلکه زمینهساز تضعیف نظام تصمیمسازی، اختلال در فرآیندهای قانونی و کاهش کارآمدی سازمان میشود.
مدیران در سطوح مختلف مسئولیت، مکلفاند سبک مدیریت متناسب با موقعیت، مأموریت، اندازه و ساختار سازمان را بهدرستی شناسایی کرده و بهصورت آگاهانه و نظاممند انتخاب و اعمال نمایند.
چارلز هندی، اندیشمند برجسته مدیریت، در کتاب «خدایان مدیریت» چهار نوع فرهنگ و سبک مدیریت سازمانی را تحلیل کرده و آنها را با چهار خدای اساطیر یونان تشبیه میکند که هر یک بیانگر الگوی متفاوتی از رهبری و فرهنگ سازمانی است:
در فرهنگ باشگاهی، تمرکز قدرت و تصمیمگیری در اختیار یک فرد یا گروه محدود قرار دارد. این سبک، عموماً متناسب با سازمانهای کوچک، نوپا و استارتآپها بوده و تسری آن به سازمانهای بزرگ و دولتی، با مخاطرات جدی مدیریتی همراه است.
در فرهنگ نقشمحور، سازمان بر پایه قوانین، ساختار رسمی، شرح وظایف مشخص و سلسلهمراتب اداری اداره میشود. این سبک، متناسب با سازمانهای بزرگ، دولتی و مأموریتمحور است که ثبات، شفافیت و پاسخگویی در آنها اهمیت بنیادین دارد.
در فرهنگ وظیفهگرا، تمرکز بر تیممحوری، حل مسئله، انعطافپذیری و همکاری میان واحدهاست. این سبک، مناسب پروژههای خاص، فعالیتهای تخصصی و تیمهای خلاق و مسئلهمحور میباشد.
در فرهنگ شخصمحور، افراد بر سازمان تقدم دارند و سازمان در خدمت اهداف حرفهای اشخاص تعریف میشود. این سبک عمدتاً در محیطهای تخصصی فردی مانند پژوهش، مشاغل حرفهای مستقل و نهادهای علمی کاربرد دارد.
بر این اساس، هیچ سبک مدیریتی بهتنهایی و در همه شرایط برتر نیست؛ بلکه درک دقیق شرایط محیطی، نوع مأموریت، اهداف سازمان، سرمایه انسانی و اقتضائات ساختاری، شرط اساسی برای انتخاب و استقرار سبک رهبری اثربخش است.
فهم صحیح فرهنگ سازمانی به مدیران کمک میکند تا تشخیص دهند: سازمان تحت مدیریت آنان از چه نوعی است؟ کدام سبک رهبری با مأموریت و ساختار آن همخوانی دارد؟ چگونه میتوان وضعیت موجود را تحلیل و اصلاحات لازم را بهصورت اصولی طراحی و اجرا کرد؟
نکته تأکیدی: فاجعه واقعی در مدیریت زمانی رقم میخورد که سازمانهای بزرگ و دولتی با منطق فرهنگ باشگاهی اداره شوند؛ وضعیتی که در آن، سلیقه فردی جایگزین قانون، نظام اداری، شفافیت و شایستهسالاری شده و بنیان حکمرانی سازمانی دچار خدشه جدی میگردد.
✍: رضا حیـدرینژاد
تمامی حقوق این سایت محفوظ است.